پایان نامه مدیریت

در نظریۀ بنیامتنیت، فرض بر آن است که هر متنی بافته ای از پاره های متون قبلی است و هیچ اندیشه ای گسسته از اندیشه های قبلی نیست(آلن، ۱۳۸۰)، بلکه ققنوس وار بر خاکستر قبلی ۀ زاده و پرورده می شود(حرّی، ۱۳۸۵، ص ۱۶۸). هر متن مجموعه نقل قول هایی است که بعضاً آشکار ارجاع و عمدتاً بی نام اند(آلن، ۱۳۸۰). به بیان دیگر، در عالم علم و تحقیق هیچ اثری قائم به ذات نیست بنا بر شیوۀ نامـه شیکاگو، هر اثری – به جز داستان گزارش که مبتنی بر تجربه نظر شخصی است- متکّی بر بخشی از یک یا چند منبع است(حری و شاهبداغی ، ۱۳۸۸، ص ۱).

امروزه استناد از عبارت بخش های عمده تعیین کننده در نگارش علمی است بدون چنین بخشی نمی توان به نوشته اطلاق تاثیر علمی کرد. زیرا هیچ کس نمی تواند به طور مستقل و بی نیاز از دانش تولید شده قبلی یان مبادرت به تولید دانش نو نماید . استناد نه فقط به اثر علمی اعتبار می بخشد، بلکه بسامد استنادها به اثری واحد نوعی اعتبار بخشی به اثر مورد استناد محسوب می شود. همین دو رویکردی که به طور طبیعی مثبت تلقی می شود پیامدهایی دارد که نه تنها مثبت نیست، بلکه جزو بی اخلاقی های علمی است. موارد ی از این نوع بی اخلاقی ها را می توان چنین برشمرد:

۱٫ مصرف از سخن یا اندیشۀ فردی که قبلاً آن اندیشه را پرورانده است، بدون ذکر مأخذ با این نیّت که آن اندیشه را به نسبت دهیم. چنین حرکتی که به سرقت ادبی زیاد دیده شده است، گر چه در آثار علمی به وفور می توان یافت، هرگز توسط هیچ عالم منصفی پذیرفته نیست. علی رناراحتی تصوّر مرتکب شوندۀ این خطا که می پندارد چنین تملّک نادرستی برای وی کسب اعتبار می نماید ، جز ترس و نگرانی یم چهره ای غیر اخلاقی جهت او ارمغانی نخواهد داشت. اعتبار هر تاثیر از طریق اهمیت علمی آن در شبکۀ آثار علمی مرتبط قابل سنجش است، نه به طور منفرد مستقل از آثار مشابه یا ارتباط دیگر.

۲٫ نقل از منبعی با ذکر مأخذ، که در حدّ کار پسندیده مفید ی است، لیکن احتمالا در مسیر کار این لغزش ها روی دهد:

الف. اطلاعات کتاب نگاشتی تاثیر درست نیست و از طریق آنها نمی توان خوانندۀ طرفدار را به متن قبلی هدایت کرد تا اصل اندیشه و بخش های ارتباط آن را در سند مورد ارجاع جست و جو نماید .

ب. مأخذ ذکر شده درست است، لیکن سخن یا اندیشه مورد ارجاع ربطی به آن متن ندارد ، و غفلت مؤلف سبب شده است که استناد به منبعی صورت گیرد که ارائه دهنده یا واضع آن قول سخن نباشد.

ج. مأخذ از نظر استناد درست است امّا، به دلیل درک نادرست مؤلف از متن سند، اندیشه اصلی مسخ شده و نسبتی ناروا به مالک سند اصلی داده شده است.

۳٫ در زنجیرۀ استنادها ، به منابع واسط توجه نمی شود با مصرف از راه بین بر ، مستقیماً به سند اصلی که حتی رؤیت هم نشده است استناد می شود منبع واسط حذف می گردد. این امر که خود حرکتی غیر اخلاقی است ، عوارضی نیز به دنبال دارد که بعضاً چنین است:

الف. حقوق فرد یا افرادی که سبب نقل اشاعه آن اندیشه شده اند سهمی در جریان افزایش علم داشته اند نادیده گرفته می شود.

ب.چون مؤلف ، سند مهم را رؤیت نکرده شاید تفسیرها و برداشت های منبع واسط را اندیشۀ متن مهم تلقی نماید ، چیزی را به منبع اصلی نسبت دهد که دور از واقعیت است. این امر نه تنها از چشم افراد آگاه دور نمی ماند، بلکه خود عملی غیر اخلاقی است.

۴٫ در زنجیرۀ استناد، به منبع واسط بسنده شود بدون آنکه به روشنی اظهار شود که سند واسط از سندی قبلی نقل کرده است. در این صورت اندیشه ای که طراح یا واضع آن شخص دیگری است، به سند واسط نسبت داده شود که مؤلف آن هیچ نقشی در پیدایش آن اندیشه نداشته است . این امر نه فقط جفایی بزرگ به مؤلف اصلی که نوعی بی اخلاقی علمی است.

۵٫ سفارش استناد از موارد دیگری است که در عرصۀ اخلاق نگارش قابل طرح است. یکی از مصادیق سفارش استناد را می توان در وهله داوری مقالات بوسیله داوران مجلات علمی یافت، که به مؤلف توصیه می کنند مقاله یا مقالاتی را که در همان مجله یا مجله ای دیگر به چاپ رسیده مورد استناد قرار دهند . هدف از این کار بالا بردن ضریب تأثیر مجله است نویسندۀ متن نیز که جهت چاپ متن اش ناگریز از پذیرش این توصیه هاست به این کار تن می دهد.

مصداق دیگری که می توان به آن اشاره کرد در انتها نامـه های دانشجویی رخ می دهد. در این نوع کار، سفارش استناد احتمال دارد مبتنی بر گمانه زنی باشد یا به طور صریح صورت گیرد، و ً مربوط به آثار تولید شده استادان راهنما مشاور است. نوع گمانه ای استناد از این نوع از طرف دانشجو صورت می گیرد با این تصوّر که شاید اگر به آثار آنان استناد نماید ایشان را خوش آید چنین عملی بر بررسی انتها نامـه تأثیر بگذارد. نوع صریح آن از طرف برخی استادان راهنما مشاور صورت می گیرد که از دانشجو می خواهند به تاثیر یا آثاری از آنان استناد نماید . موردی از این دست را شاهد بوده ام. دانشجویی در مقطع دکتری، ورژن اولیه انتها نامـه خود را به طور غیررسمی در اختیار من گذاشت تا تحقیق کنم و نظر بدهم (گرچه هیچ عضویتی در گروه داوری انتها نامـه نداشتم). بخش مقدمۀ کار را که مطالعه می کردم احساس کردم مطالب بیان شده ربطی به موضوع انتها نامـه ندارد. این بی ربطی را از وی جویا شدم. آرام گفت استاد راهنمای م خواسته است فلان اثرش را مورد استناد قرار دهم، برای آنکه ربطی پیدا کنم، این مطالب را در انتها نامـه آورده ام. گفتم آنچه آورده ای احتمالا با آن اثر سفارشی ربط داشته باشد ولی به مورد انتها نامـه ات هیچ ربطی ندارد.

مسئله سرقت ادبی که حاصل بی توجه ی به حقوق دیگران است گاه چنان به صورت فاحش رخ می دهد که لفظ بی اخلاقی جهت توصیف آن خیلی کم بنیه است. به طور نمونه، می توان موارد ی از این گونه را برشمرد:

۱٫غصب کلیّت یک اثر تنها با حذف نام نویسنده اصلی و جایگزینی نامی نو و نشر آن در مجله ای دیگر ، که بسیار زیاد ناپسندتر از اخذ پاره یا پاره هایی از تاثیر بدون ذکر مأخذ است. چند سال پیش ، یکی از دانشجویان کارشناسی اافزایش من، با چهره ای برافروخته و زیاد نگران، وارد اتاق کارم شد و پرسید: دارید؟ گفتم از چه چیز؟ گفت متن شما (رسم الخط فارسی رایانه ) در مجله ای عیناً چاپ شده ولی با نام شخص دیگری. با خنده گفتم آن مقاله که قبلاً چاپ شده اهل نظر می دانند از کیست. دانشجو قانع نشد و گفت من دنبال می کنم. گویا تلفنی با سردبیر آن مجله حرف داشته و او را قانع کرده بود که با من ارتباط بگیرد، که چنین شد. عذرخواهی که نمی دانستم این مقاله از آن دیگری است قبلاً چاپ شده است ، در شماره بعدی به آن اشاره خواهم کرد، چنین کرد. سه ماه بعد، اواخر اسفند کارت شاد باش ی به مناسبت نوروز برای م رسید که متعلق به همان سارق ادبی بود. درنیافتم که این کارت نوعی عذرخواهی بود یا دهن کجی!

این گونه سرقت فاحش، بمخصوص دربارۀ مقالاتی به یک زبان و نشر غیر اخلاقی آنها به زبانی دیگر نیز اتفاق افتاده است که تعداد آنها چندان هم اندک نیست.

۲٫ درمورد آثاری که منتشر نشده اند، تهدید این گونه سرقت ها به مراتب بیشتر است. انتها نامـه های دانشجویی از آسیب پذیرترین منابع در این زمینه است. به همین دلیل ، روبرداشت از انتها نامـه بدون کسب مجوز از مؤلف (های) آن یادداشت برداری از انتها نامـه در کتابخانه ها از حدّی بیش از آنچه تعیین شده است مجاز نیست. امّا گزارش ها حکایت از آن دارد که “بلع” انتها نامـه ها توسط برخی دانشجویان ارائه آنها به دانشبرخی دیگر به عنوان کار پژوهشی خود اتفاق افتاده است. یکی از مراکز مراقبت انتها نامـه های دانشجویی در ایران اخیرا ً دو مورد از این گونه اعمال غیر اخلاقی را کشف کرده است.

امّا جذاب تر از آن علنی کردن و تجاری کردن این گونه سوءرفتار هاست. بر دیوارها بر روی کف پیاده روهای مقابل دانشکده گاهی دانشکده ها جملۀ “انتها نامـه شما را می نویسیم“ برای دانشجویان شناخته شده است، که به دنبال آن شماره تلفن شخص یا مؤسسه کارگزار قید می گردد.

از کتاب: اخلاق انتشارات علمی
نوشته ی دکتر عباس حُرّی
استاد دانشکده تهران